عيسى ولائى

49

فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ( فارسى )

7 . اجماع محصّل به اجماعى كه فقيه در آن شخصا به تتبع اقول فقها و علماء مبادرت ورزيده و به يكى از طرق ذكرشده به رأى معصوم نايل گردد ، اجماع محصل گويند . 8 . اجماع مدركى به مبحث « اجماع مستند » رجوع شود . 9 . اجماع مركّب اگر گروهى از فقها به حرمت چيزى نظر داده و برخى نيز به كراهت آن معتقد باشند ، از تركيب اين دو نظر چنين استنتاج مىگردد كه آن امر واجب يا مستحب نيست و به چنين اجماعى ، اجماع مركب گويند . چنين اجماعى در كتب فقهى اماميه بسيار مورد استفاده قرار مىگيرد . 10 . اجماع مستند گفته شد كه اماميه براى اجماع نقش كاشفيت قائل است . لذا اگر در مورد اجماع به‌دليل لفظى برخورد كنند ، و اجماع را مستند به آن ببينند ، چنين اجماعى را اجماع مستند يا مدركى ناميده و آن را مردود مىدانند . زيرا در آن صورت به مدرك و مستند مراجعه كرده ، اگر آن را قبول داشته باشند طبق آن عمل مىكنند ، و الا مردود به‌حساب مىآورند . 11 . اجماع منقول اجماعى كه شخص تحصيل‌كننده آن را براى ديگران نقل كند ، اجماع منقول نام دارد . در صورتى كه آن نقل به صورت تواتر باشد ، همانند اجماع محصل خواهد بود . زيرا تواتر خود موجب قطع و يقين است ، و اگر به طريق خبر واحد و اصل شده باشد در مورد حجيت و ارزش آن اختلاف نظر وجود دارد . 12 . اجمال مخصّص به مبحث « مخصص » رجوع شود . 13 . احكام تكليفيه به مبحث « حكم تكليفى » رجوع شود .